ميرزا حسن حسينى فسايى
864
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
ضميمه ايالتهاى ممالك محروسه اصفهان و بروجرد و خوانسار و عراق عجم و عربستان ايران و كرمانشاهان و گلپايگان و كردستان و يزد گشته ، به حضرت اسعد امجد اكرم اعظم اشرف و الا شاهنشاهزاده معظم سلطان مسعود ميرزا ظل السلطان دامت عزته و قويت شوكته و زادت ايالته عنايت و شفقت گرديد و حضرت اسعد معظم اليه ، فرمانفرمائى مملكت فارس را به ولد ارجمند سعادتمند كامگار خود حضرت سلطان حسين ميرزا جلال الدوله ، دام اجلاله ، ارزانى داشته ، وزارت و پيشكارى را به جنانب جلالتمآب اجل اكرم ميرزا فتح على خان صاحبديوان شيرازى خلف الصدق غفرانمآب حاجى قوام الملك واگذار فرمود و به حكم تلگرافى جناب ميرزا على محمد خان قوام الملك برادر كهتر صاحبديوان كه از تربيتيافتگان حضرت و الا ، حاجى معتمد الدوله بود و مراتب كفايت و كاردانى او به معرفى حضرت معظم اليه در پيشگاه مبارك حضور باهر النور همايونى جلوه نموده بود ، نابب الحكومه فارس فرمودند و چون پنج على بيگ از طايفه ابو الوردى اينالو ، در سالهاى پيش از حكومت حضرت اشرف و الا حاجى معتمد الدوله دام عمره ، چندين خانوار از ايلات متفرقه را فراهم آورده ، در نواحى جهرم و قير و كارزين و خفر و صيمكان ، راهزنى قوافل و بىاعتدالى در بلوكات مىنمود ، و بعد از تشريففرمائى حضرت معظم اليه ، چون كارها را ديگرگونه ديد ، بىآنكه خلافى كند خود و برادرانش پناه به اصطبل ايالت آورده ، ميرآخور را شفيع نموده ، التزام - نامه درستكارى را سپرده ، مدت پنج سال به پيلهورى و معامله و زراعتكارى ، معيشت خود و اتباعش را گذرانيد و چون تغييرى در حكومت فارس شد ، جناب قوام الملك به مآلانديشى در خيال قلع و قمع پنج على بيگ افتاده ، در وقتى كه خانوارهاى او در نزديكى پل فسا ، سه فرسخ ميانه جنوب و مشرق شيراز بودند ، جماعتى سواره و پياده را مأمور نموده ، در شب دوازدهم ماه جمادى اول « 1 » اين سال ، خانههاى او را محاصره كردند و پنج على بيگ گريخته ، پناه به آستانه مبارك حضرت شاهچراغ برد و بعد از سه چهار روزى او را اطمينان داده ، عود به منزل خود نمود . در اواخر ماه رجب آن سال [ 1298 ] : موكب حكومت حضرت اشرف و الا ، سلطان - حسين ميرزا جلال الدوله دام مجده و وزارت جناب جلالتمآب صاحبديوان وارد شيراز گشته ، بر مسند عزت نشستند و حكومت لارستان و نواحى سبعه و داراب و ايلات خمسه ، كماكان به ضميمه بلوك فسا به جناب قوام الملك دادند و عاملى و ضابطى دشتى و دشتستان و ايالت بندر بوشهر را به مقرب الخاقان ميرزا محمد مستوفى نظام ، واگذاشتند و ايالت كوهگيلويه و بندرعباس به جناب حاجى نصير الملك عنايت گرديد و جناب جلالتمآب صاحبديوان چون مواجب ده نفر كدخدايان محلات شيراز را ملاحظه نمود كه هريك نفر دوازده تومان بود براى هريك پنجاه تومان مواجب مقرر فرموده ، در دفتر ديوانى فارس ثبت نمودند كه همه ساله در حق آنها مقرر و مجرى باشد . و چون محرم سال 1299 دررسيد ، اعليحضرت قوىشوكت شهريار معدلت شعار شاهنشاه ناصر الدين شاه قاجار ابقاه اللّه تعالى ايام عاشورا را به تعزيهدارى و سوگوارى بر اهل بيت طاهرين ( ع ) گذرانيدند . و در همين ماه به حكم تلگرافى از حضرت اسعد اشرف و الا ، ظل السلطان ادام اللّه عمره العالى جناب ميرزا على محمد خان قوام الملك با پانصد نفر سوار زبده كه از ايلات فارس « 2 » حاضر شيراز
--> ( 1 ) . برابر با 12 مه 1881 . ( 2 ) . در متن : ( فارس را ) .